صف صدنفره در خیابانِ آدم‌حسابی‌ها: روایت حمید لاکانی از استودیو نغمه در خیابان علم‌الهدی

حمید لاکانی

حمید لاکانی را تصادفاً دیدیم. در کوچه‌ی دکتر شعار مشغول گشت و گذار بودیم که نگهبانی با اشاره به رستورانی که در کوچه بود به ما گفت: «آقای لاکانی اطلاعات خوبی درباره‌ی گذشته‌ی این خیابان دارد». آن رستوران چند پله می‌خورد و به زیرزمین می‌رفت. فست‌فود بود و تقریباً خلوت. دیدیم مردی بشاش و سبیلو آمد دم در، با پوستی پُرخون و سرخ. تمیز و سرِ حال. خودش می‌گفت متولد ۱۳۳۲ است و شناسنامه‌اش را سال ۱۳۳۵ گرفته است، اما به ظاهرش می‌خورد دست‌کم ده سال جوان‌تر باشد. ما حمید لاکانی را نمی‌شناختیم. استودیو نغمه را هم. تازه بعد از گپ‌و‌گفتمان با او بود که فهمیدیم که مغازه‌‌اش یکی از مغازه‌های مهم خیابان اعلم‌الهدی در دهه‌ی پنجاه و شصت بوده؛ مغازه‌ای برای فروش آخرین نوارهای موسیقی، جایی که کورش یغمایی و ضیا و ایرج به آن سر می‌زده‌اند و رشتی‌ها به صف می‌ایستاده‌اند تا آخرین نوار مازیار را از آن خریداری کنند. آنچه می‌خوانید روایت حمید لاکانی از حیات استودیو نغمه و خیابان اعلم‌الهدی‌ است.

چهل و چند سال است که اینجایم. پانزده شانزده سال است که رستوران زده‌ام اما پیش از آن، از سال ۱۳۵۷، نبش کوچه‌ی شعار مغازه‌ی نوارفروشی داشتم. خیلی‌ها به مغازه‌‌ام می‌آمدند؛ ضیا، ایرج، کورش [یغمایی]، و معین می‌آمدند. ضیا در دهکده‌ی ساحلی انزلی ویلا داشت. کورش [یغمایی] و معین هم بیشتر به انزلی می‌آمدند. در دوره‌ای که کورش یغمایی به رشت می‌آمد اینجا قیامت می‌شد و سر کوچه صد تا دویست نفر جمع می‌شدند. او در سال‌های ۷۴ و ۷۵ زیاد به رشت سرمی‌زد. به نوعی با من دوست بودند. مثلاً وقتی مازیار آهنگ ایران ایران را ضبط می‌کرد من در تهران در استودیو صبا بودم، جایی که این ترانه ضبط شد و آقای [قاسم] عابدین مدیرش بودند. باور کنید وقتی از تهران نوار می‌گرفتیم و به رشت می‌آوردیم، صد نفر منتظرمان ایستاده بودند که ما نوارها را بیاوریم. مردم با یک دلخوشی خاصی می‌آمدند و نوار می‌خریدند. وقتی می‌خواستیم مغازه را جمع کنیم، مردم حتی نوارهایی که دوست نداشتند را هم می‌خریدند.

از اهالی این‌جا ناصر مسعودی به مغازه‌ام می‌آمد و جهانگیر سرتیپ‌پور را هم دیده بودم. نصرت رحمانی هم چند باری پیش من آمده بود. در حقیقت ناشر بودم و نوارهای موسیقی هم منتشر می‌کردم. نام استودیو و نوارفروشی من استودیو نغمه بود. [در رشت]، دو، سه نوارفروشی شناخته شده وجود داشت که یکی از آنها استودیوی من و یکی دیگر نوارفروشی باخ در سبزه‌میدان بود که الان تبدیل به نانوایی شده. آن موقع پرفروش‌ترین نوارفروشی متعلق به من بود.

موسیقی‌هایی که داشتم جزو کارهای خوب بود. اوایل انقلاب اذیت‌مان می‌کردند ولی سعی کردیم
کار خودمان را داشته باشیم، آن هم نه از راهی که نشان‌مان می‌دادند، بلکه از راه خودمان. راه ما جدا بود. در سال‌های اول انقلاب شرایط برای نوارفروشی‌ها یا کافه‌ها مناسب نبود. موسیقی‌های کلاسیک‌مان فروش بسیار خوبی داشتند. مدت زیادی در استودیو بودم ولی در سال ۷۹ دیگر خسته شدم. دیگر زمان بدی برای این کار بود. می‌آمدند و مشکلاتی پیش می‌آوردند.

خیابان شاه بهترین خیابان استان گیلان و شاید بهترین خیابان در ایران بود. اینجا همه‌ی آدم‌ها شیک، تمیز، کراوات‌زده و اصلاح‌کرده بودند و آدم وقتی اینجا را می‌دید واقعاً کیف می‌کرد. این خیابان محل تجمع آدم‌حسابی‌ها بود. به کسی جسارت نمی‌کنم ولی الان در این خیابان هر نوع آدمی که فکر کنید هست. چند کافه هم در این خیابان بود. کافه نوشین بود که البته الان هم یک کافه نوشین در خیابان هست ولی آن کافه نوشینی نیست که ما می‌شناختیم. جایی که الان بانک ملی است هم قبلاً کافه بود و انواع و اقسام مشروب‌فروشی هم در این خیابان وجود داشت.
پیش از انقلاب همیشه هنر و مردم در سبزه‌میدان و شهرداری برنامه‌ی هنری برگزار می‌کردند و دولت برای این کارها بودجه در نظر می‌گرفت. خواننده‌های مطرحی هم به رشت می‌آمدند و برنامه اجرا می‌کردند. همه‌ی خواننده‌ها محلی نبودند و بعضی از خواننده‌ها از تهران به رشت می‌آمدند. آن‌ها بیشتر موسیقی پاپ اجرا می‌کردند.


صفحه‌ی اصلی پرونده: اعلم الهدی؛ کالسکه‌ای روی سنگفرش بارانی

۲۰۷۰۰cookie-checkصف صدنفره در خیابانِ آدم‌حسابی‌ها: روایت حمید لاکانی از استودیو نغمه در خیابان علم‌الهدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *