انجمن کوچکِ نقاشان بزرگ: آتلیه‌ی حبیب محمدی در سبزه‌میدان

در دهه‌ی بیست، هنرمندان زیادی کودکی خود را در رشت می‌گذراندند. آنها احتمالاً دانسته یا نادانسته بارها همدیگر را دیده‌اند و از کنار همدیگر گذشته‌اند: بهمن محصص، اکبر رادی، فریده لاشایی، آیدین آغداشلو، هوشنگ ابتهاج، و دیگران. اکثر آنها به حوالی سبزه‌میدان رفت‌و‌آمد داشته‌اند و مسیرشان به آنجا می‌خورده. جای کوچکی در ضلع شرقی سبزه‌میدان، در منطقه‌ای که بازارچه نام دارد، قطب یکی از این تجمع‌ها بوده: آتلیه‌ی حبیب محمدی، از اولین نقاشان مدرن ایران.

حبیب محمدی که زاده‌ی ۱۲۸۳ ش. در حاجی‌طرخان است، در مسکو درس هنر و نقاشی خواند و سپس در ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. او در دهه‌ی بیست، در سبزه‌میدان رشت آتلیه‌ای تأسیس کرد و به تدریس نقاشی پرداخت. در همین آتلیه بود که بهمن محصص نخستین درس‌هایش را گرفت، و در همین آتلیه بود که قاسم حاجی‌زاده و آیدین آغداشلو و حسین محجوبی با دنیای پرجذبه‌ و شگفتی نقاشی آشنا شدند. می‌گویند که محصص با وجود اخلاق تند و غریبی که داشت، همواره به حبیب محمدی ارادت و علاقه‌ای ویژه‌ داشته و در دوران پختگی و معروفیتش هم، به قول آغداشلو، چون «اوراقی مقدس» بر نقاشی‌های حبیب محمدی دست می‌کشیده است.

حبیب محمدی امپرسیونیستی بود که کارهایش حال و هوای کار روس‌ها را داشت. شاید به دلیل همین بود که به بازتاب زندگی مردم معمولی در نقاشی‌هایش این‌چنین علاقه نشان می‌داد: کشاورزان، رعیتان، بناهای مسکونی رشت، و زنان و مردان گیلک غیراشرافی. او علاوه بر نقاشی، تابلوی مغازه‌ها را هم طراحی می‌کرد.

آتلیه‌ی او دقیقاً کجاست؟‌

در رشت، از چند نفری پرس‌و‌جو کردیم و آنها گفته بودند که آتلیه‌اش تبدیل به «یخچال‌سازی» شده. بارها دور سبزه‌میدان گشتیم، اما هیچ «یخچال‌سازی»ای نیافتیم. بالاخره بعد از گفت‌و‌گویمان با محمدتقی جکتاجی فهمیدیم که آتلیه‌ی حبیب محمدی نه در جداره‌ی اصلی میدان، که در نزدیکی آن است: در بازارچه‌ی سبزه‌میدان. بخشی از آتلیه اکنون به «چاپخانه‌ی حمید» تغییر کاربری داده و چاپخانه هم تعطیل شده است. آن یخچال‌سازی کذایی هم نه یک یخچال‌سازی عادی، که مغازه‌ی نصب و تعمیر کولر اتومبیل بود و در کنار چاپخانه‌ی حمید قرار داشت. به گفته‌ی جکتاجی، این دو مغازه‌ روی هم آتلیه‌ی حبیب محمدی بودند. در کنار آنها هم تابلوی آتلیه‌ی عکاسی تعطیل شده‌‌ای مانده بود که آتلیه زیبا نام داشت.

از تابلوهای مغازه‌اش چه باقی مانده است؟ 

اما این بخشی از جست‌و‌جوی ما بود. سوال دیگر این بود که آیا از همه‌ی آن تابلونویسی‌ها و تابلوکِشی‌های محمدی هم اثری باقی مانده است یا نه. آنگونه که پرس‌و‌جو کردیم، فهمیدیم که دست‌کم یکی از تابلومغازه‌های او همچنان در رشت است: تابلوی گل‌فروشی وطن‌آبادی در خیابان معلم رشت؛ اما این تابلو هم برسرجایش نبود. در کنجی از مغازه، این تابلو را دیدیم. به زحمت صاحب گل‌فروشی را راضی کردیم تا عکسی از آن تابلو بیندازیم. صاحبان گل‌فروشی خودشان هم نمی‌دانستند که چرا این تابلو مهم است، و همین باعث شد که دسترسی ما را به تابلو سخت‌تر هم بکنند. تابلوی گل‌فروشی المان‌هایی شبیه به نقاشی‌های مستقل حبیب محمدی داشت: کشاورزانی با بارهایی بر دوش‌شان، و سبد میوه و میوه‌هایی که به طرزی غیر عادی بزرگ و موکدند، پشت به چشم‌اندازی جنگلی و سبز.


*بخشی از اطلاعات این نوشتار برگرفته از مقاله‌ی «یاد نقاشِ فراموش شده در لابه‌لای کلمات: در گاه‌یادِ حبیب محمدی» نوشته امیر سقراطی است که در شماره‌ی ۱۵۳ مجله‌ی تندیس (تیر ۱۳۸۸) منتشر شده است. 

۲۲۶۶۰cookie-checkانجمن کوچکِ نقاشان بزرگ: آتلیه‌ی حبیب محمدی در سبزه‌میدان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *