پشت طاق‌طاقی‌های کتابخانه‌: داستان قدیمی‌ترین کتابفروشی فعال رشت در خیابان اعلم‌الهدی

زیر سقفی مشبک و فلزی که رنگ‌و‌بوی معماری دهه‌ی پنجاه را دارد، دیواری سفید هست با دو دایره‌ی خالی در دو طرف. در میانه‌ی این دو دایره، خالیِ دیگری هست شبیه به ستونی یونانی. زیر این نقش متقارن، حدیثی منسوب به امام علی به خط کوفی بنایی نقش بسته است: الکُتُب بَساتین العلماء[۱]؛ و اینجا جایی است که خود دهه‌ها در رشت بُستان عُلما بوده: کتابفروشی طاعتی.

در اواخر دوران مشروطه و حدود سال ۱۳۰۰ شمسی، همان‌زمان که انجمن‌های سیاسی و ادبی گسترش یافته بودند، غلامرضا طاعتیِ دوازده ساله در کتابخانه‌ی انجمن اخوت با کتاب آشنا شد. نباید به واسطه‌ی شباهت اسمی، انجمن اخوت رشت را با انجمن اخوت تهران یکی پنداشت. باری، طاعتی پس از مدتی، در کنار سیدعبدالرحیم خلخالی معروف، در کتابفروشی کاوه که به نظر می‌رسد نامش را از مجله‌ی معروف کاوه وام گرفته بود- مشغول به کار شد. خلخالی از مشروطه‌خواهان فعال و بادانش بود: به علوم مختلف زمان آشنایی داشت، روزنامه‌نگاری می‌کرد، در نشریات مهمی چون مساوات و کاوه مشغولیت داشت، و بالاخره، یکی از نخستین نمایشنامه‌نویسان ایران بود که وامق و عذرایش در شمار آثار شناخته شده‌ی تاریخ نمایشنامه‌نویسی ایران است.

چندی بعد، غلامرضای ۲۵ ساله به تنهایی عهده‌دار اداره‌ی کتاب‌فروشی شد و نام آن را به طاعتی تغییر داد. چند سال پس از آن، طاعتی خود دست به انتشار کتاب هم زد. از جمله‌ی این کتاب‌ها می‌توان به اولین دفتر شعر هوشنگ ابتهاج یعنی نخستین نغمه‌ها اشاره کرد که در ۱۳۲۴ منتشر شده است. ابتهاج در آن‌زمان هنوز دانش‌آموز دبیرستان بود.

به‌نظر می‌رسد که کتاب‌فروشی طاعتی بیش از آنکه پاتوق هنرمندان باشد، پاتوق محققان بوده است. به گفته‌ی فریدون طاعتی، پسر غلامرضا که امروز صاحب‌مغازه است، کسانی چون محمد معین، ایرج افشار، ابراهیم پورداوود، پرویز ناتل خانلری، و مجتبی مینوی به آنجا می‌آمدند و گرم صحبت می‌شدند. علاوه بر آنها، امثال نیما یوشیج و ملک‌الشعرای بهار هم، هنگامی که به رشت سفر می‌کردند، سَری به طاعتی می‌زده‌اند. همچنین، موزیسینی ارمنی به نام موسیو گریگوریان هم به طاعتی سر می‌زده؛ موسیقی‌دانی که در آموزشگاه‌های رشت تدریس می‌کرده است.

چنانکه فریدون طاعتی می‌گوید، قبلاً همین یک کتابفروشی در آن اطراف بوده است و کتابفروشی طاعتی همزمان با تأسیس کتابخانه‌ی ملی تأسیس شده است. در این کتابفروشی، صندلی و نیمکتی بوده که نویسندگان به هوای آن نیمکت و صندلی و فضای فرهنگی کتابفروشی به آنجا می‌آمدند، گپ‌و‌گفت‌های ادبی داشتند و درباره‌ی مسائل روز صحبت می‌کردند. به گفته‌ی طاعتی، در زمان قدیم بهترین خیابان رشت همین خیابان شاه سابق بوده و همه‌ی افراد متشخص با صورت‌های اصلاح کرده و کراوات و عطر و ادکلن را می‌شد در این خیابان دید. این کتابفروشی تا به‌حال سه‌بار بازسازی شده است که آخرینِ آنها در سال ۱۳۵۸ بوده است.

کتابفروشی طاعتی درست پشت طاق‌طاقی‌های کتابخانه‌ی ملی رشت در ابتدای خیابان اعلم‌الهدی قرار گرفته است. ورودی‌اش با کمی عقب‌نشستگی در میانه‌ی ویترین قرار دارد. فضای داخلی کتابفروشی  لایه‌لایه است: لایه‌ی اول، جایی است که مشتری می‌تواند حضور داشته باشد و از پشت پیشخوان کتاب‌ها را ببیند. لایه‌ی دوم، جایی است که فروشندگان در آن حضور دارند و از مشتریان سوال می‌پرسند و پشت سرشان، از کف تا سقف، قفسه‌های پر از کتاب به چشم می‌خورد. لایه‌ی بعدی میز و دفتر کاری آقای طاعتیِ بزرگ، فریدون طاعتی، پسر غلامرضا طاعتی است، و بالاخره لایه‌ی آخر، جایی است که مشتری درست آن را نمی‌بیند، جایی که احتمالاً انبار کتاب‌هایی است که در قفسه‌ها نیستند. به همین دلیل، ساختار آن با کتابفروشی‌های باز امروزی، و حتی خیلی از کتابفروشی‌های کوچک قدیمی فرق دارد. با عوض شدن زمانه، طاعتی هم دیگر چون گذشته پاتوق پژوهشگران ادبی برجسته‌ی کشور نیست؛ اما نفس حضور همِچنان و مداومِ طاعتی، در روزگاری که کتابفروشی‌های کوچک یک‌یک در حال مَرگند، خود مبارک است.

۲۲۷۵۰cookie-checkپشت طاق‌طاقی‌های کتابخانه‌: داستان قدیمی‌ترین کتابفروشی فعال رشت در خیابان اعلم‌الهدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *