ائل‌گلی در بند: تبریزِ خاموش در دوران کرونا

وقتی چراغ‌های شهر پشت شیشه‌ی کدر پنجره‌ی هواپیما ظاهر شدند، فکر کردم که شاید مدت‌ها باید حسرت آزادانه پرسه‌زدن در محله‌هایی که می‌دیدم را بخورم. احتمالاً آن ساعت خیلی از ساکنین مجتمع‌های آپارتمانی و ویلایی رشدیه داشتند یکی از شب‌نشینی‌های طولانی‌شان را شروع می‌کردند، مثل ساکنین ولیعصر، عباسی، باغمیشه، تپلی‌باغ، مارالان، میرداماد، زعفرانیه و بقیه‌ی محله‌های شهر. برای همین خیابان‌ها خالی بودند و جلوی لاله‌پارک هم جنب‌وجوش خاصی دیده نمی‌شد. دست کم از آن بالا. توی فرودگاه نشانه‌ها محدود می‌شد به دو مأموری که با یونیفورم مخصوص تب مسافرها را اندازه می‌گرفتند. مستقبلین با مهمان‌هایشان دست نمی‌دادند و گاه و [ادامه‌ی مطلب]

از مشروطه تا زندان لاکان: بازنمایی رشت در ادبیات داستانی فارسی

بیژن نجدی در مجموعه داستان تحسین‌شده‌ی یوزپلنگانی که با من دویده‌اند که در سال ۱۳۷۳ منتشر شد، اشاره‌هایی به شهر دوران کودکی‌اش دارد؛ از جمله جایی که هنرمندانه رشت را از جایگاه متمم جمله به نقش فاعلی ارتقاء می‌بخشد: « کوچه‌های رشت از توی گربه رد شدند…».

شیخ و شاه: روایتی از تاریخچه‌ی خیابان میرزای شیرازی

  اوائل دهه‌ی چهل شمسی را به‌جز انقلاب سفید، لایحه‌ی کاپیتولاسیون و کشمکش‌های بعد از آن، تأسیس کارخانه‌های بزرگ و رشد صنایع و طبقه‌ی متوسط شهری جدید، با تحولاتی هم در پایتخت می‌توان شناخت. تهران با وجود رشد چشمگیر و عبور از حد و مرزهای پیشین، هنوز زمین‌های خالی و راه‌های نیمه‌کاره کم نداشت. از امیرآباد و یوسف‌آباد گرفته تا تپه‌های عباس‌آباد، جابه‌جا می‌شد رد سازه‌های تک‌افتاده و زمین‌های خاکی را گرفت. شهر بعد از پوسته ترکاندن، خودش را ترمیم می‌کرد و البته رشد سرمایه و نیاز به خانه‌ها و دفاتر اداری هم مزید بر علت می‌شد تا شهرداری تهران [ادامه‌ی مطلب]

از کوچینی تا کاخ؛ مروری بر تاریخ خیابان فلسطین

کاخ یا فلسطین؟ مسیر طولانی منتهی به قدرت یا خیابانی تداعی‌گر ملتی مظلوم؟ ماجرای خیابان فلسطین یا کاخِ سابق معادله‌ای دومجهولی نیست. متغیرهای پرتعدادی در سرنوشت این خیابان دخیل بوده‌اند. از تصمیم‌های سیاسی گرفته تا آشوب‌ها، از سکنی‌گزیدن رجال سیاسی تا مصادره‌ی اموال، زمین‌ها و کوچیدن آدم‌ها به جغرافیاهای دیگر. از کوچینی تا کاخ. از هواداران گریان سلطنت در زمستان هزار و سیصدوسی‌یک تا فریادهای خشم‌آلود و مشت‌های گره‌کرده در زمستان هزار و سیصد و پنجاه‌وهفت. از مصادره‌ای به مصادره‌ای دیگر. مصادره‌ی محترمانه شروع داستان به یک تصمیم برمی‌گردد. رضا پهلوی می‌خواهد در زمین‌های شاهزاده‌ی نامدار قاجار کاخ تازه‌ای بسازد. [ادامه‌ی مطلب]