زدن دکمه‌ی آسانسور خطرناک است؟

بار اول که دیدمش، از صدای جیغم سری تکان داد و صورتش را درهم کرد. من هم هول‌زده نگاهش کردم. لابد فکر کرد از گربه‌ی توی دستش می‌ترسم که در آسانسور را تا ته باز کرد و دستش را کشید عقب. خجالت‌زده از اتاقک آسانسور پریدم بیرون و «ببخشید»گویان ازش دور شدم. شروع داستان همیشه تکراری است: من که صدقه‌سر ورزش صبحگاهی دیرم می‌شود و هم‌زمان‌ با اسنپ جلو در حرف می‌زنم، دکمه‌ی آسانسور را به‌طور ممتد فشار می‌دهم. اتاقک آسانسور برای من مثل جعبه‌‌ی جادویی عمل می‌کند. به طبقه‌ی چهارم که می‌رسد هنوز موهایم مرتب نیست، لب‌هایم خشک است و احتمالاً بند [ادامه‌ی مطلب]