دلتنگی‌های نقاش خیابان فلسطین

درباره‌ی «جو» و نقاشی‌هایش نویسنده: سعیده سلطانی نقاش خیابان فلسطین می‌آمد می‌نشست در پرترددترین تقاطع خیابان، یعنی جایی که خیابان انقلاب به خیابان فلسطین عمود می‌شود. روزی دو تا بوم نقاشی با خودش می‌آورد و همان‌جا می‌نشست و فقط همان دو تا را نقاشی می‌کرد. با آن موهای کم‌پشت و دندان‌هایی که فقط چندتایی از آن‌ها باقی مانده است، روی صندلی زردرنگش می‌نشست به انتظار که تابلوها فروش رود. بدون هیچ صدایی که توجه‌ها را به خودش جلب کند. منش حرفه‌ای‌ها را داشت. او نقاشی‌ها را با ماژیک روی بوم می‌کشید و از سه رنگ مشکی، آبی و قرمز، و [ادامه‌ی مطلب]