قلب سبز رشت: مرور نقش سیاسی و اجتماعی سبزه‌میدان طی چهار قَرن

می‌گویند کلاغ سیصد سال عمر می‌کند. اگر هم افسانه‌ی عمر کلاغ حقیقت داشت و هم چراغ جادو و من سه آرزو داشتم که غول چراغ جادو برایم برآورده کند، یکی حتماً توانایی گفتگو با یک کلاغ سبزه‌میدانی بود. کسی که سیصد سال از عمر سبزه‌میدان را دیده باشد، سیصد سال سرگذشت رشت را دیده است. از وقتی رشت شکل سکونت‌گاهی جمعی به خود گرفت سبزه‌میدان آنجا بود؛ البته به شکل مرغزار وسیعی که تا نزدیکی ده چمارسرا در غرب رشت ادامه پیدا می‌کرد. در دوره‌ی سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار، زمین‌های اطرافش به سکونتِ خان‌های فومنی درآمد که به دستور شاه به رشت [ادامه‌ی مطلب]

ققنوس کوچک رشت: روایتی از تاریخچه‌ی خیابان اعلم‌الهدی

اصلاً می‌شود آدم در همان شهری بمیرد که در آن به دنیا آمده است؟ در همان خیابان؟ در همان کوچه؟ من خوشبختانه در کوچه‌ای به دنیا آمده‌ام که هنوز خانه‌ی پدری‌ام در آن است. اما از بن‌بست اِل-شکل قدیمی‌ای که دوران کودکی‌ام در آن گذشته، فقط یک خانه باقی مانده است. نمی‌خواهم پای نوستالژی و دیوارهای آجری و بام‌های سفالی را پیش بکشم. می‌خواهم بگویم ما حتی اگر هجرت نکنیم، نمی‌توانیم در محله، کوچه‌ و حتی شهری بمیریم که در آن متولد شده‌ایم. بقالی‌ها بسته می‌شوند، هایپرمارکت‌ها باز می‌شوند، آپارتمان‌ها ساخته می‌شوند و از دل شهر زادگاهمان شهر و شهرهای [ادامه‌ی مطلب]