روزنه‌های روشن خیابان: پنجره‌ها و چهره‌ی کروناییِ دیباجی تهران

نام جدیدش کلاهدوز است؛ اما هنوز هم به همان دولت می‌شناسندش. خیابانی است عمود بر پاسداران و شریعتی که با خیابان‌های فرعی کوچک و بزرگ بسیاری به محلات قدیمی پیرامونش راه دارد. دیباجی جنوبی یکی از همین خیابان‌هاست که دولت را به بزرگراه صدر وصل می‌کند. این خیابان با سایر خیابان‌های منشعب از دولت متفاوت است؛ هم طول و پهنای متفاوتی دارد، هم شخصیتی متفاوت. برای من به بزرگ‌زاده‌ی سالخورده‌ای می‌ماند که دیگر جلوه‌ی سابقش را ندارد و اخیراً تبدیل به معبری شده برای رسیدن به بزرگراه صدر. عناصر موجود در این خیابان هم اغلب مورد استفاده‌ی ساکنان کوچه‌ها و [ادامه‌ی مطلب]

ائل‌گلی در بند: تبریزِ خاموش در دوران کرونا

وقتی چراغ‌های شهر پشت شیشه‌ی کدر پنجره‌ی هواپیما ظاهر شدند، فکر کردم که شاید مدت‌ها باید حسرت آزادانه پرسه‌زدن در محله‌هایی که می‌دیدم را بخورم. احتمالاً آن ساعت خیلی از ساکنین مجتمع‌های آپارتمانی و ویلایی رشدیه داشتند یکی از شب‌نشینی‌های طولانی‌شان را شروع می‌کردند، مثل ساکنین ولیعصر، عباسی، باغمیشه، تپلی‌باغ، مارالان، میرداماد، زعفرانیه و بقیه‌ی محله‌های شهر. برای همین خیابان‌ها خالی بودند و جلوی لاله‌پارک هم جنب‌وجوش خاصی دیده نمی‌شد. دست کم از آن بالا. توی فرودگاه نشانه‌ها محدود می‌شد به دو مأموری که با یونیفورم مخصوص تب مسافرها را اندازه می‌گرفتند. مستقبلین با مهمان‌هایشان دست نمی‌دادند و گاه و [ادامه‌ی مطلب]

شنیدن شهر از خانه: کرمان، کرونا، و خانه‌نشینی

پیش از عید، زمانی که با برادرم تصمیم گرفتیم به کرمان نزد خانواده برگردیم، نگران بودیم ویروس کرونا را به آنها منتقل کنیم؛ اما وقتی رسیدیم مادرم گفت تقریباً از همان روز‌هایی که خبر انتشار کرونا در قم تأیید شد، او هم بیمار شده بود. پزشک از روی علائم، بیماری کرونا از نوع خفیف را تشخیص داده و از او خواسته بود فقط در خانه بماند و استراحت کند. به ما گفته بود سرماخوردگی ساده است تا نگران نشویم. خوشبختانه از بهبود بیماری‌اش چند روزی می‌گذشت و تا امروز هم دیگر از علائم کرونا در اعضای خانواده‌مان خبری نشد، اما [ادامه‌ی مطلب]

نگاشت ۲: خیابان علم‌الهدی رشت

نقشه‌ای که می‌بینید، نتیجه‌ی ثبت روایت‌ها و خاطره‌های مخاطبان دالان از خیابان علم‌الهدی رشت است. بیش از چهل نفر از مخاطبان دالان داستان‌ها و خاطره‌هایشان را از خیابان علم‌الهدی برایمان فرستادند و این نقشه، حاصل برهم‌نشانی این روایت‌ها بر کالبد خیابان است. می‌توانید آن را ذخیره و سپس بزرگ‌نمایی‌اش کنید.  توضیح: در این نگاشت از گفته‌ها، نوشته‌ها، و شعرهای بیژن نجدی، بهمن محصص، لورکا (ترجمه‌ی شاملو)، محبوبه موسوی، حافظ، هوشنگ ابتهاج، اکبر رادی، و اصغر عسکری خانقاه استفاده شده است.

ترانه‌های لاتین رشت: گفت‌و‌گو با کریستف رضاعی درباره‌ی موسیقی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»

گفت‌و‌گوکننده: کامیار صلواتی، شیرین زنده‌دل یکی از برجسته‌ترین عناصر فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ موسیقی آن بود. تصویر رشت و ترانه‌هایی که در این فیلم می‌شنویم چنان با هم آمیخته شده‌اند، که خود ترانه‌ها به تنهایی تداعی‌گر رشت شده‌اند و حتی در آثار دیگری که مرتبط با رشت هستند نیز استفاده شده‌اند. گفت‌و‌گوی پیش‌رو، تلاشی برای کشف راز توفیق موسیقی این فیلم و پیوند یافتنش با شهر رشت است. در این گفت‌و‌گو، کریستف رضاعی از ایده‌هایش در آهنگسازی موسیقی فیلم در دنیای تو ساعت چند است، بازخوردهای آن، روند شکل‌گیری قطعات، و بالاخره رابطه‌ی سه‌گانه سینما، موسیقی و [ادامه‌ی مطلب]

عشقی پیشابلوغ در شهری ذهنی: گفت‌و‌گو با صفی یزدانیان درباره‌ی تصویر رشت در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»

گفت‌‌و‌گوکننده: میلاد دارایی دوستانم در دالان ابتدا از من خواستند یادداشتی با موضوع تصویر رشت در سینمای ایران بنویسم. جست‌وجوهای ذهنی و عینی‌ام بی‌فایده بود و رشت، مثل بسیاری از شهرهای دیگر ایران، صاحب تصویر پررنگی در سینمای ما نبود، جز در یک مورد: در دنیای تو ساعت چند است؟ (صفی یزدانیان، ۱۳۹۳). به دالان‌نشینان گفتم نوشتن درباره‌ی فقط یک فیلم، برای پرونده‌ای با موضوعی کلی، چندان جالب نیست و بهتر است مرا معاف کنند و سراغ سازنده‌ی اثر بروند و با ایشان گفت‌وگویی انجام بدهند. آن‌ها هم، از سر لطف، پیشنهادم را به خودم برگرداندند و این کار را [ادامه‌ی مطلب]

ساکن دائمی رشت: گفت‌و‌گو با روبرت واهانیان درباره‌ی تحولات بافت تاریخی رشت

ساکن دائمی رشت گفت‌و‌گو با روبرت واهانیان درباره‌ی تحولات بافت تاریخی رشت گفت‌و‌گوکننده: محمد صلاحی روبرت واهانیان زاده‌ی تبریز است و در دانشگاه تهران درس خوانده است و در تهران کار کرده است. او بعد از تحصیل معماری جزو دانشجویان اولین دوره‌ی شهرسازی دانشگاه تهران بود اما مدرکش را نگرفت. بعد از رفت‌وآمدهایی که واهانیان به رشت داشت، بالاخره از سال ۶۹ به صورت دائمی ساکن این شهر شد و در آنجا فعالیت کرد. از اولین اقدام‌های او در رشت، مرمت بناهای مهم تاریخی رشت مانند ساختمان شهرداری بود که بعد از زلزله خرداد ۶۹ صدمه دیده بودند. اگفت‌وگویی که [ادامه‌ی مطلب]

در جلد یک دانش‌آموزِ فروغی: تجربه‌ی زیسته‌ی دانش‌آموزی در رشتِ دهه‌ی پنجاه

خرداد ۱۳۵۵ یک ساعتی است که نشسته‌ام روی همین نیمکت و زل زده‌ام به تابلوی آرایشگاه ونوس[۱]. دورتادورم را گیله‌مردهای سن و سال‌دار احاطه کرده‌اند؛ حرف پشت حرف. خیلی هم عجیب نیست. تا بوده، سبزه‌میدان همین بوده. اصلاً قرار نبود اینجا منتظر مادرم باشم. وعده کرده بودیم که هروقت امتحانم تمام شد، از آفخرا یک‌راست بروم آرایشگاه، اما نمی‌شود. شلوغ است، خیلی شلوغ است. نمی‌دانم این مرد هنرمند قدبلند و لاغر با خودش چه فکری کرده که در آن مکان کوچک به آن تعداد آرایش‌گر نان می‌دهد؛ اصلاً جایی برای مشتری نیست. من هم که به بوی اسپری‌های مو حساسیت [ادامه‌ی مطلب]

از رشت تا کُلن، از ویگن تا تختی: داستان فتو دِروی در خیابان اعلم‌الهدی

در یکی از پاساژهای قدیمی خیابان اعلم‌الهدی، یک آتلیه‌ی عکاسی هست که امروز به موزه‌ای می‌ماند: آتلیه‌ی دروی. ابراهیم دروی، عکاس قدیمی این آتلیه، متولد ۱۳۱۸ در انزلی است. او ابتدا در انزلی عکاسی کرده و آکاردئونیست بوده، بعد برای تحصیل به تهران رفته، سپس عازم کُلن شده، و نهایتاً از سال ۱۳۶۲ به رشت آمده است. آتلیه‌ی او پر است از دوربین‌های قدیمی، پرتره‌های سیاه و سفید، تقدیرنامه‌ها، مدارک تحصیلی قدیمی، و عکس‌هایی از مناظر شهری رشت. دروی هرچند عکاسی آتلیه‌ای است، در در بعضی از کارهایش نشانه‌هایی از خلاقیت هم به چشم می‌خورد. آتلیه‌ی بزرگ او در پاساژ [ادامه‌ی مطلب]

پرسه‌های غریب میان کُرنل وایلدهای رشتی

بازتاب شخصیت‌ها و فضاهای شهری رشت در رُمان «دایره‌های اوج» در مطالعات شهریِ چنددهه‌ی اخیر به تأثیر انسان و رفتار او در شهر و تحولات شهری توجه شده است. مشاهدات و تجربیات شهری انسان‌ها می‌تواند قسمتی از مواد خام چنین مطالعاتی را تأمین کند. یکی از معضلات موجود، کمبود اسنادی مکتوب از این مواد خام است. هنوز هم بسیاری از اخبار مرتبط با ساکنان یک شهر را فقط می‌توان در نقل قول‌های شفاهی افرادی یافت که به ارزشِ ثبت دیده‌ها، شنیده‌ها و خاطرات خود از شهر واقف نیستند. با این حال می‌توان نشانی از تجربیات شهری را در برخی آثار [ادامه‌ی مطلب]