میدان خانوادگی: روایت و کروکی فیروز فرمانفرماییان از اماک فرمانفرمائیان‌ها در میدان کاخ

خانواده‌ی پرنفوذ و قدیمی فرمان‌فرمائیان در خیابان فلسطین املاک زیادی داشته‌اند. بخشی از این املاک، که دفتر کار عبدالعزیز فرمانفرمایان (عافا یا AFFA) هم جزوی از آن بوده، در میدان فلسطین واقع شده بود. فیروز فرمانفرمائیان، نقاش، معمار، فرزند عبدالحسین فرمانفرمائیان و نوه‌ی عبدالعزیز فرمانفرمائیان، معمار معروف ایرانی در دوره‌ی پهلوی دوم است. در این ویدئو، او به مخاطبان دالان توضیح می‌دهد که در دهه‌ی پنجاه، چه ساختمان‌هایی و با کدام کاربری‌ها در میدان کاخ متعلق به فرمانفرمائیان‌ها بوده است.

در معیت بزرگان: فضاهای فرهنگی خیابان کاخ در دهه‌ی پنجاه

یکی از دوستانم می‌گفت خودش آدم ساده‌ای است ولی دوستان عجیب غریب و شاخص زیاد دوروبرش جمع می‌شوند! حالا انگار حکایت دوست من، حکایت خیابان کاخ (فلسطین) در دهه‌ی پنجاه است. خودش خیلی غنی نیست ولی اگر هم در آن باشی و دنبال چیزی بگردی، قطعا چند ده متر آن طرف‌تر در یکی از خیابان‌های موازی آن را می‌یابی. شاید کاباره و سینما نداشته باشد، ولی کاباره و سینما آنقدرها هم ازش دور نیستند. این خیابان انگار در میان بزرگان است و نمی‌تواند صدایش را بین این بزرگان زیاد بلند کند تا به گوش برسد، پس مجبور است شخصیتش را [ادامه‌ی مطلب]

راوی پنجم: خیابانی که دوستش می‌دارم

خیابان فلسطین را دوست دارم، برعکس خیلی‌های دیگری که گفتند و می‌گویند که از آن متنفر‌ند. آشنایی من و ‌دوستانم با فلسطین به واسطه‌ی دانشگاه‌مان بود؛ دانشکده‌ی هنر و معماری، آزاد اسلامی واحد تهران جنوب که در واقع بیشتر دانشکده‌ی معماری بود تا هنر. جز رشته‌ی طراحی لباس هیچ هنری وجود نداشت و هنر صرفاً یک واژه‌ بود بر سر در. ترم یک کلاس‌ها پخش بود بین ساختمان‌های جمال‌زاده، سیندخت و فلسطین. در اصل ساختمان فلسطین، دانشکده‌ی ادبیات، زبان‌های خارجی و روانشناسی بود؛ بله، برای ما هم ترکیب نامأنوسی‌ بود. ترم دوم بود که بیشتر کلاس‌ها در ساختمان فلسطین برگزار [ادامه‌ی مطلب]

پرسه‌ای تصویری در میرزای شیرازی: خرس‌های غول‌پیکر و کباب خوک

 عمر میرزای شیرازی بیشتر از عمر ساکنان‌اش نیست. داستان‌های این‌جا را می‌شود از سینه‌ی آن‌ها بیرون کشاند و به نوشته آورد. این گزارش تصویری، نگاهی کوتاه است به چند کنج و کنار خیابان میرزای شیرازی و دو سه روایت که از سینه‌ی ساکنان‌اش به نوشته درآمده.  تصویر ۱: اسباب‌بازی‌فروشی‌ها، یکی از نشانه‌های خیابان میرزای شیرازی هستند. انواع و اقسام اسباب‌بازی‌های خارجی و ایرانی را می‌شود در این مغازه‌ها پیدا کرد. آن‌ها در روزهای منتهی به ولنتاین هم شلوغ می‌شوند. تصویر ۲: در خیابان میرزای شیرازی، بسیاری از خانه‌ها به سبک معماری وارطانی هستند؛ سبکی که از دهه‌ی بیست تا چهل [ادامه‌ی مطلب]

راوی چهارم: مدل کوچک خیابان پهلوی

راوی: علی صمدپور؛ آهنگساز و نوازنده‌ی تار قبل از هرچیز یک فانتزی ذهنی درباره‌ی خیابان کاخ داشته‌ام که قابل کتمان نیست. همیشه فکر می‌کرده‌ام که خیابان کاخ تمرینی بوده برای ساختن خیابان پهلوی؛ مدلی کوچک و جمع و جور که در اشل کوچک امتحان شده است. دومین نکته درباره‌ی این خیابان شأن نزول نام‌گذاری کاملاً انقلابی‌اش بعد از انقلاب بود: فلسطین! تمام! چرا؟‌ چون سفارت اسراییل قبل از انقلاب در این خیابان بوده است و حالا منحل شده و به سفارت فلسطین تبدیل شده، لابد کاخ هم طاغوتی است و نام فلسطین که مظهر مبارزه برای آزادی بود در دهه‌ی هفتاد [ادامه‌ی مطلب]

راوی سوم: تجربه‌ی دانشجوییِ خیابان فلسطین در دهه‌ی شصت

راوی: پرسیا بهارلو؛ نوازنده‌ی ویلون و موسیقی‌دان من از بچگی در محدوده‌ی خیابان طالقانی ( تخت جمشید)، خیابان بهار و خیابان شریعتی (نزدیک ملک که کلاس پدرم در آن‌جا بود) بزرگ شده‌ بودم. آن محدوده در آن سال‌ها تا خیابان کاخ (فلسطین) محل گردش و تفریح و مدرسه‌ی من بود. بعد از انقلاب به تهران‌پارس رفتیم. همچنین من از سال ۶۷ تا ۷۱ در خیابان فلسطین دانشجوی مترجمی زبان آلمانی بودم. دوروبر دانشگاه آزاد، دانشگاه تهران و پلی‌تکنیک، تالار وحدت، تئاتر شهر، و سینما عصر جدید بهترین خاطرات جوانی مرا رقم زده‌اند.   قنادری رضا خاطرات بچگی مرا در بر [ادامه‌ی مطلب]

راوی دوم: چرا از خیابان فلسطین متنفرم؟‌

راوی دوم: فائزه عبایی پنج سال بدون وقفه از خیابان فلسطین عبور کردم و دوستش نداشتم. همین خیابان سرسبز پر از درخت، پر از کافه، پر از عینک فروشی. فقط یک کوچه‌ی باریک داشت که خانه‌ی یکی از دوستان مدرسه‌ام بود، یک خانه‌ی قدیمی‌ در یک کوچه‌ی باریک که آن را دوست داشتم. بعدها که از خیابان فلسطین می‌گذشتم نتوانستم پیدایش کنم. نمی‌‌دانم کدام کوچه بود و کدام خانه. دوستم از آنجا رفته بود. هر صبح سوار اتوبوس می‌شدم و خودم را به انقلاب می‌رساندم ، و بعد سوار خط دیگری می‌شدم که قبل از میدان فلسطین نگه می‌داشت و [ادامه‌ی مطلب]

راوی اول: گم کردن زمان از دست رفته

راوی: امین شاهمرادی؛ عکاس و کیوریتور  انگار پارک لاله هنوز کمی بالاتر از خانه‌­مان است. پدر دست‌مان را می­گیرد تا دور آن حوض بزرگ بدویم و بنشینیم زیر بید بلندی که تنه‌­اش بوی آدامس می­‌داد. بعد بچرخیم و از خیابان کاخ آرام بیاییم پایین، وقتی دست هر کدام‌مان یک کیم است. از میدان فلسطین بپیچیم توی تخت‌جمشید و زل بزنیم به تابلوی فیلم جدید سینما عصر جدید. انگار هنوز روبروی عینک فروشی علی­‌آقا ایستاده‌ایم. وقتی آرزو می­‌کنیم تا ما هم عینکی شویم تا با آن سبیل قشنگش برای­مان از عینک­‌های ایتالیایی بگوید که یک عمر روی چشم­‌مان می­‌ماند. بوی مست [ادامه‌ی مطلب]

خانه مصدق در انتهای خیابان کاخ

مسیرنگاری کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به مبنای اسناد سیا

آغاز کودتا: تصویر اول: این نقشه قرار گیری گروه‌های لوطی که توسط مجریان کودتا اجیر شده بودند تا در تاریخ ۲۸ مرداد تظاهرات کنند. گروه‌ها در بازار و مناطق جنوبی تهران جمع شدند سپس به سمت شمال پایتخت حرکت کردند. نام سردسته‌ها به همراه تعداد تقریبی دسته‌ها و مقصد آن‌ها در سمت چپ مشخص شده‌است. (منبع : علی رهنما، نویسنده کتاب «لات‌ها، فرصت‌طلبان، سربازها، جاسوس‌ها: شرح سرنگونی مصدق در چهار روز») نقشه دوم: پلیس طرفدار شاه، واحد‌های نظامی و ماموران مخفی در ظهر روز ۲۸ مرداد با کودتاچیان متحد می‌شوند. نقشه سوم: تانک‌ها به همراه نیروهای طرفدار شاه که تعداد [ادامه‌ی مطلب]