فراق کافه در قرنطینه: صحنه‌ای از وین در دوران کرونا

وین شهر زیبایی است. آمیخته‌ای از معماری گوتیک و باروک و رمانسک. شهری است که موسیقی در گوشه‌گوشه‌اش جریان مدام دارد. اما مشخصه‌ی دیگر این شهر کافه‌های بی‌شماری هستند که در خیابان‌ها و کوچه‌پس‌کوچه‌هایش پراکنده‌اند و همه‌شان به قدمت و اصالت‌شان می‌نازند. فرهنگ کافه‌نشینی در این شهر، مثل فرهنگ قهوه‌خانه‌های قدیمی خودمان، جزیی جدا نشدنی از زندگی مردم است. بسیارند کسانی که هر روز سر ساعت مشخصی به کافه‌ی پاتوق‌شان می‌روند و روی صندلی همیشگی‌شان می‌نشینند و نوشیدنی همیشگی‌شان را سفارش می‌دهند و ساعت‌ها وقت می‌گذرانند. این نوع کافه‌ها که عموماً در محلات یافت می شوند، بر عکس کافه‌های مرکز [ادامه‌ی مطلب]

جستار سرگردانی؛ سرگردان در موقعیت فردریش در مشهدِ دوم

۱ خانه‌ی من در صد قدمی یکی از دامنه‌های کوه‌های جنوبِ غربی «مشهدِ دوم» قرار دارد. «مشهد دوم»، آن مشهدی‌ست که بسیاری از «مشهدی‌ها» آن‌ را زیست می‌کنند، و با آن مشهد که خواننده‌ی احتمالی این سطور می‌شناسد تفاوت دارد. آن مشهد که احتمالاً شما می‌شناسید، «مشهدِ اول»[۱] است. مشهد دو شهر است، یا اگر هم یک شهر باشد، مشهد دیگری درون آن است؛ یا حتی چند شهر. بستگی به عینکمان دارد. اما «مشهدِ دوم» برای هر مشهدی ممکن است از جایی شروع شود. برای من از ارگ و مخصوصاً میدان سراب، جهانبانی و خیابان دانشگاه شروع می‌شود، سناباد و [ادامه‌ی مطلب]

شهرها در فقدان انسان امتداد می‌یابند: اصفهان و نقش‌جهانش در روزگار کرونا

من به کاری که این روزها می‌کنیم می‌گویم فرار معکوس؛ فراری نه برای رهایی، که برای بیشتر محبوس شدن. فکر می‌کنم بالاخره دیوارهای خانه برای هرکسی تنگ می‌شود و بیرون می‌زند. خُب البته که بعضی‌ها آستانه‌ی تحمل بالاتری دارند. گاهی دیوارهای خانه به من هم نزدیک می‌شوند و الکلی که حالا حکم سپر دارد را توی کیفم می‌اندازم و فرار می‌کنم. از بین دیوارهای سقف‌دار می‌روم بین دیوارهای بی‌سقف. البته راستش را بگویم، دیوارها هنوز برایم مشکل‌ساز نشده‌اند، و هنوز آنقدر به من نزدیک نشده‌اند که بترسانندم. این جادوی جهان خارج است که بیرون می‌کشاندم، همان‌چیزی که بالاخره همه را از [ادامه‌ی مطلب]

خانه، آخرین سنگر: شهر تاریخی یزد در روزهای قرنطینه

«شوک گرانی بنزین، برای مدتی حجم سفرها را کاهش داد. قطعی یک هفته‌ای اینترنت و پیامدهای روانی ناشی از وضعیت آن روزها، باعث از دست رفتن بسیاری از تورهای کریسمس شد که زمان رزرو آن‌ها در همان روزهای قطعی اینترنت ایران بود. بعد هم سایه ترور و جنگی که منطقه را فرا گرفت، ایران را به کشوری ناامن برای گردشگران تبدیل کرد و موضوع هواپیما، تیر خلاص خیلی از رؤیاهای گردشگری بود. چین مهم‌ترین کشور هدف گردشگری ایران بود که با آغاز شیوع کرونا در این کشور، ورودی آن محدودتر شد. می‌خواستیم با نوروز و گردشگری داخلی، این رکود چندماهه [ادامه‌ی مطلب]

ائل‌گلی در بند: تبریزِ خاموش در دوران کرونا

وقتی چراغ‌های شهر پشت شیشه‌ی کدر پنجره‌ی هواپیما ظاهر شدند، فکر کردم که شاید مدت‌ها باید حسرت آزادانه پرسه‌زدن در محله‌هایی که می‌دیدم را بخورم. احتمالاً آن ساعت خیلی از ساکنین مجتمع‌های آپارتمانی و ویلایی رشدیه داشتند یکی از شب‌نشینی‌های طولانی‌شان را شروع می‌کردند، مثل ساکنین ولیعصر، عباسی، باغمیشه، تپلی‌باغ، مارالان، میرداماد، زعفرانیه و بقیه‌ی محله‌های شهر. برای همین خیابان‌ها خالی بودند و جلوی لاله‌پارک هم جنب‌وجوش خاصی دیده نمی‌شد. دست کم از آن بالا. توی فرودگاه نشانه‌ها محدود می‌شد به دو مأموری که با یونیفورم مخصوص تب مسافرها را اندازه می‌گرفتند. مستقبلین با مهمان‌هایشان دست نمی‌دادند و گاه و [ادامه‌ی مطلب]

شنیدن شهر از خانه: کرمان، کرونا، و خانه‌نشینی

پیش از عید، زمانی که با برادرم تصمیم گرفتیم به کرمان نزد خانواده برگردیم، نگران بودیم ویروس کرونا را به آنها منتقل کنیم؛ اما وقتی رسیدیم مادرم گفت تقریباً از همان روز‌هایی که خبر انتشار کرونا در قم تأیید شد، او هم بیمار شده بود. پزشک از روی علائم، بیماری کرونا از نوع خفیف را تشخیص داده و از او خواسته بود فقط در خانه بماند و استراحت کند. به ما گفته بود سرماخوردگی ساده است تا نگران نشویم. خوشبختانه از بهبود بیماری‌اش چند روزی می‌گذشت و تا امروز هم دیگر از علائم کرونا در اعضای خانواده‌مان خبری نشد، اما [ادامه‌ی مطلب]