از پشت شیشه‌ها به خیابان‌ نظر کنید!

ظهور یک شاه‌راه؛ تاریخچه‌ی خیابان ولیعصر

ظهور یک شاه‌راه؛ تاریخچه‌ی خیابان ولیعصر

تعداد بازدید: 198نظر: 0

نوشته‌ی

مهسا پوراحمد | نویسندگی و تولید محتوا

نوشته‌ی مهسا پوراحمد | پژوهشگر تاریخ شهر و معماری


خزیده در تهران و جای‌گرفته در خاطرمان، شاه‌راهی است که جنوب تهران را به شمالش وصل می‌کند. اگر از آن‌دسته‌ افرادی باشی که ناگهان هوس می‌کنند راه‌آهن تا تجریش را پیاده گز کنند، شانسش را خواهی داشت که از کناره‌ی محلات زیادی از جنوب تا شمال تهران گذر کنی؛ همان‌گونه که از مقابل دیدگان طبقات گوناگون شهر از جنوب تا شمال که هرکدام در بخش‌های گوناگون خیابان نمایان‌اند. این بخش‌ها که هرکدام با نمودهای کالبدی و اجتماعی و فرهنگی گوناگون، شخصیت و وجهه‌ای متفاوت دارند، با هم و به‌طور ناگهانی شکل نگرفتند؛ بلکه از شکل‌گیری نخستین بخش خیابان تا امتداد آن و قرارگیری تمام طول آن در یک بافت شهری، حدود یک قرن زمان گذشت؛ یعنی از عهد ناصرالدین‌شاه تا همین پنجاه سال پیش.

اگر می‌شد در زمان سفر کرد و به تهران دهه‌ی ۱۲۶۰ شمسی (۱۳۰۰ قمری) رسید، یافتن نخستین بخش ساخته‌شده‌ی ولیعصر کار سختی نبود. کافی بود از مردم نشانی «امیریه» را بپرسی تا تو را به غرب شهر راهنمون کنند. آنگاه بود که می‌توانستی خودت را در خیابانی دنج و خلوت ببینی؛ خیابانی که مالکان و ساکنانش به‌حتم داستان شکل‌گیری خیابان را می‌دانستند. البته ملاقات با خیلی از آن‌ها به‌همین‌راحتی‌ها هم نبود؛ آخر دیدار با عده‌ای شاهزاده و بزرگ‌زاده که آسان نیست. اما اگر فرصتی پیدا می‌کردی تا شخصی به نام عبدالغفار نجم‌الملک را در شهر پیدا کنی، احتمالاً می‌توانستی از او اطلاعاتی در مورد خیابان به‌دست آوری؛ چون او هم مانند مالکان و سازندگان شهر با ساخته‌ها و فضاهای شهر آشنا بود و مشغول بازنمایی‌شان در یک نقشه. متأسفانه نه می‌شود به تهران آن روزها سفر کرد و نه می‌شود با عبدالغفار هم‌سخن شد، اما می‌توان از طریق نقشه‌ای که او رسم کرده، با تهران آن دهه ارتباط برقرار کرد؛ تهرانی که بیست‌سالی می‌شد از چهارطرف گسترده شده بود و نخستین بخش خیابان ولیعصر هم در بخشی از زمین‌های پیوسته‌شده به شهر جای گرفته بود. اما تهران آن دهه چه‌جور جایی بود؟ گسترش شهر چرا و چگونه محقق شد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها بد نیست کمی تهران ناصری را بشناسیم. آن زمان است که می‌توانیم از عوامل پدیدآمدن این خیابان صحبت کنیم.

ناصرالدین‌شاه فردی بود با آرزوهای بسیار برای نوسازی شهر. هنگامی که به تخت نشست، مشکلاتی مثل افزایش جمعیت، بالارفتن قیمت زمین و کمبود خانه گریبان‌گیر تهران بود. او تلاش می‌کرد تا هم چاره‌هایی برای اسکان مردم بجوید، هم با مرمت بناها و معابر قدیمی و احداث بناهای جدید در داخل و خارج شهر، سیمایی نو و خوشایند به شهر ببخشد. اما افزایش جمعیت و کمبود زمین و خانه مسائلی نبودند که با راهکارهای نخستین شاه برطرف شوند. از طرفی همین افزایش جمعیت و ساخت‌وساز در اراضی باقی‌مانده‌ی شهر هم باعث می‌شد که شاه فرصت زیادی برای تحقق افکار نوخواهانه‌ی خود درون شهر نیابد؛ به‌همین‌دلیل راهکار دیگری ارائه داد وتصمیم به تخریب حصار قدیم شهر (حصار طهماسبی) و ایجاد حصاری جدید گرفت. با این کار هم مشکل کمبود زمین و خانه‌سازی برای مدتی از بین می‌رفت، هم کلیه‌ی بناهای مسکونی و غیرمسکونی اطراف شهر درون حصار جدید قرار می‌گرفت و هم عرصه‌ای برای تحقق خواسته‌های شاه در برای نوسازی شهر به وجود می‌آمد.

تخریب حصار طهماسبی؛ عناصر جدید شهری

حصار طهماسبی به دستور شاه در سال ۱۲۸۴ قمری (حدود ۱۲۴۶ شمسی) تخریب و ساخت حصار ناصری آغاز شد. محدوده‌هایی از شمال و جنوب و غرب و شرق به شهر پیوستند و هرکدام پس از توسعه‌هایی چندین‌ساله نام‌هایی به خود گرفتند. محدوده‌ی شمالی «محله‌ی دولت» نامیده شد و محدوده‌ی واقع در غرب و جنوب غربی با عنوان «تابع محله‌ی سنگلج» در نقشه‌ی عبدالغفار مشخص شد. این دو محدوده که از نظر دسترسی به آب منابع آبی شمالی و غربی در موقعیت مساعدی قرار داشتند، از سال‌ها پیش از تخریب حصار، محلی برای احداث باغ‌های اعیان و درباریان در خارج شهر بودند
و بناها و راه‌هایی در آن‌ها وجود داشت. شاه و درباریان پس از تخریب حصار، همچنان توجه ویژه‌ای به این دو محدوده داشتند و اقداماتشان برای توسعه و آبادسازی اراضی همین دو محدوده _محدوده‌هایی که نخستین بخش خیابان ولیعصر را در خود جای دادند_ بیش از سایر محدوده‌های جدید بود.

بخشی از این توسعه و آبادسازی با فروش زمین و ایجاد بخش‌های مسکونی محقق می‌شد و بخشی از آن با احداث آن دسته از عناصر جدید شهری که شاه و درباریان در طلب ایجاد یا افزایش‌شان در پایتخت بودند. خیابان‌ها هم در زمره‌ی عناصر جدید شهری بودند که ساختشان پس از تخریب حصار و در محدوده‌های جدید شهر رونق گرفت. ساخت این خیابان‌ها که از چندطریق محقق می‌شد، پیروی برنامه‌ای خاص نبود؛ اما دستورالعمل‌هایی برای ساخت و نظارت برآن‌ها صادر می‌شد تا سیمایی مطلوب بیابند و خواسته‌ی شاه را تا حدی محقق کنند. فارغ از اجرا یا عدم اجرای دستورالعمل‌ها در همه‌ی معابر، خیابان‌هایی هم بودند که به دلیل دوری از جمعیت و همچنین نظارت اعیان و اشراف، کیفیت نسبتاً بهتری پیدا کرده بودند.

نمایان شدن امیریه

خیابان امیریه یکی از این خیابان‌ها بود که تا دهه‌ی ۱۲۶۰ شمسی در محدوده‌ی جدید غربی شهر، یعنی تابع محله‌ی سنگلج، نخستین صورت شهری خود را پیدا کرد. این خیابان که نخستین بخش ساخته‌شده‌ی خیابان ولیعصر امروزی است، از خیابان شرقی‌_غربی امیریه و باغشاه (سپه/ امام خمینی) آغاز می‌شده، به سمت جنوب امتداد پیدا می‌کرده و پس از تقاطعش با خیابان دروازه‌قزوین (قزوین)، به باغی منتهی می‌شد. نیمه‌ی شمالی این خیابان امیریه نام داشت و نیمه‌ی جنوبی‌اش باغ جنت؛ بااین‌حال نام امیریه به تمام طول این خیابان هم اطلاق می‌شد. این نام‌گذاری ازاین‌رو بود که خیابان در غرب خود باغ وسیع و عمارات امیریه را جای داده بود و در انتهای مسیرش به باغی به نام جنت‌گلشن می‌رسید. در اراضی جنوبی این باغ هم که بعدها در دوره‌ی پهلوی اول امتداد جنوبی خیابان را در خود جای داد، قبرستان، قلعه، اراضی بایر و مزرعه‌‌ای منسوب به میرزا عیسی، وزیر دارالخلافه وجود داشت که بخشی از آن از دوره‌ی صفویه به زیر کشت رفته بود.

خیابان امیریه خیابانی مشجر بود و اطرافش را بیشترْ باغ‌ها و عمارات مجلل شاهزادگان و منصب‌داران قاجاری شکل می‌داد که برخی‌شان گاه در روزهای خاصی از سال مقصد تفریحی مردم بود. اما این خیابان فقط هم در حصار باغ‌ها و عمارت‌های وسیع نبود. نزدیک به انتهای خیابان، بخش مسکونی کم‌وسعتی وجود داشت که دست‌کم تا پایان دهه‌ی ۱۲۶۰، منصب‌داران، شاهزادگان، ارامنه و چهره‌های سرشناس شهر را در خود جای داده بود. اما این گذرگاه اعیان‌نشین چگونه شکل گرفت؟ تعدادی از معابر و خیابان‌های محدوده‌های جدید در طی تفکیک و واگذاری اراضی و باغ‌ها (پیش یا پس از تخریب حصار) یا بر راه‌ها و مسیرهای قدیم و موجود به وجود می‌آمدند؛ با وجود این، توسعه و تبدیلشان به یک خیابان شهری اقداماتی را می‌طلبید. چه ساخت و چه توسعه‌ی معابر، گاه با فرمان دولتی و گاه با خواست شخصی یکی از اعیان برای ایجاد یک راه ارتباطی برای باغ و ملک خود با سایر بخش‌های شهر انجام می‌شد. باغ عده‌ی زیادی از منصب‌داران و شاهزادگان هم در تابع محله‌ی سنگلج بود و آنها هم احتمالاً نیازمند به معابری بودند که از طریقش به دور از جمعیت به سایر بخش‌ها و محلات شهر رفت‌وآمد کنند. یکی از سرشناس‌ترین درباریان مالک در این محدوده کامران‌میرزا پسر ناصرالدین‌شاه بود که مجموعه‌ی باغ و عمارات امیریه و منیریه را در تابع محله‌ی سنگلج بنا کرد.
به نظر می‌رسد که در کنار اقدامات دولت و اعیان برای توسعه‌ی محدوده‌های جدید، بخشی از ساخت یا تکمیل خیابان امیریه به کامران‌میرزا هم برگردد.
امتداد امیریه تا حصار شهر

اما فقط این قسمت از خیابان (مابین خیابان امام خمینی و خیابان قزوین) نبود که در عهد ناصری شکل گرفت. در ادامه‌ی ساخت‌وسازهای جدید شهر، میرزا عیسی وزیر در همان دهه‌ی ۱۲۶۰ خیابانی در محله‌ی دولت و در امتداد امیریه ایجاد کرد که با قرارگیری در میان اراضی و باغ‌های اعیانی محله‌ی دولت راه به حصار شهر می‌برد. قسمت جنوبی این خیابان به دلیل مجاورت با زرستان (تاکستان) میرزا سید احمد، برادر میرزا عیسی وزیر، با نام خیابان باغ انگوری مشخص می‌شد و قسمت دوم که بیشتر در میانه‌ی اراضی بایر و خالی وزیر و املاک فرمانفرما بود، در دهه‌ی ۱۲۶۰ هنوز نامی نداشت و با عنوان خیابان جدید جناب وزیر شناخته می‌شد، اما بعدها به همان باغ انگوری/انگوری موسوم شد.اراضی پیرامون این خیابان در دهه‌ی ۱۲۷۰ شمسی کم‌کم توسعه یافت و به فروش رفت؛ همان‌طور که اراضی پیرامون خیابان امیریه.

امتداد به بیرون از حصار ناصری

عهد ناصرالدین‌شاه با شهری گسترش‌یافته و خیابان‌های فراوان تازه‌ساز پایان یافت. پس از آن و تا اواخر دوره‌ی قاجاریه جمعیت بیشتر شد و بافت محدوده‌های جدید شهر، مانند بافت پیرامونی دو خیابان امیریه و باغ انگوری، با تفکیک زمین‌ها و بعضی از باغ‌ها متراکم‌تر شد و ساخت‌وسازهایی هم در بیرون حصار شهر و شمال آن انجام شد. خیابان‌کشی‌ها و ایجاد راه‌ها هم در زمره‌ی ساخت‌وسازهای بیرون شهر بود که در میانشان می‌شد امتداد خیابان باغ انگوری به سمت شمال و حدوداً تا اراضی بهجت‌آباد را مشاهده کرد. این امتداد در آن زمان یک جاده یا حتی یک راه اصلی و کامل‌شده نبود و بیشتر به راهی در حال احداث می‌مانست که چند نهر و چند مسیر را در اراضی جلالیه و بهجت‌آباد قطع می‌کرد.

به قدرت رسیدن رضا پهلوی؛ ظهور امتداد شمالی و جنوبی خیابان

طبیعتاً ولیعصری که امروزه می‌شناسیم، محدود به همین بخش‌های ناصری (بین تقاطع قزوین و چهارراه ولیعصر) نیست. پس این بخش‌ها از کِی و چگونه به جنوب و شمال امتداد پیدا کردند؟ بعد از به قدرت رسیدن رضا پهلوی در دهه‌ی ۱۳۰۰ شمسی، تغییراتی در وجهه‌ی دو خیابان امیریه و باغ انگوری حاصل شد. خیلی از درباریان قاجاری و وارثانشان دیگر پیرامون خیابان ساکن یا مالک نبودند. بعضی از باغ‌ها و املاک قاجاری تفکیک شده و به فروش رفته بود. تعدادی از آن‌ها هم تغییر کاربری دادند و دیگر با مالکان اعیان خود شاخص نبودند؛ مثل مجموعه‌ی امیریه که بخشی از آن بعد از تفکیک، در سال ۱۳۰۲ به رضاخان فروخته شد و بعدها تبدیل به دانشکده‌ی افسری شد. در همین زمان، یعنی در اوایل دهه‌ی ۱۳۰۰، رضاخان که به قدرتی در کشور تبدیل شده بود زمینی در جوار خیابان باغ انگوری و سپه خرید و ساخت بنای مجموعه‌ی سکونتی خود در کنار خیابان را آغاز کرد و مُهر دودمان خود را بر خیابان حک کرد؛ آن‌چنان که پس از گذشت مدتی از توسعه‌ی این مجموعه، خیابان دیگر با نام پهلوی خوانده می‌شد، نه با نام باغی منسوب به یک قاجاری.

اما هم‌راستا با تغییر وجهه‌ی دو خیابان، تغییراتی در کالبد آن‌ها هم حاصل شد که نتیجه‌ی ایجاد تشکیلات جدیدی برای بلدیه‌ی شهر پس از کودتای ۱۲۹۹بود. افزایش جمعیت، افزایش ساخت‌وساز شهری، افزایش عبور و مرور اتومبیل و دیگر مسائل نیاز به مرمت و بهبود وضعیت معابر شهر و نیز ساخت معابر جدیدی را در شهر به‌وجود می‌آورد؛ ازاین‌رو، قوانینی تنظیم شد و به مرور خیابان‌هایی مثل امیریه و پهلوی (ولیعصر)، تسطیح، تعریض و سنگ‌فرش شدند و با نظارت بر چگونگی نماسازی ساختمان‌ها و بهره‌وری از روشنایی در شب، کیفیتی متفاوت به خود گرفتند. گذشته از این تغییرات، به نظر می‌رسد لزوم ارتباط با محدوده‌های جنوبی بیرون شهر و همین‌طور ارتباط با محوطه‌ی ایستگاه راه‌آهن که در سال ۱۳۰۶ کلنگ احداثش به زمین خورده بود، باعث امتداد خیابان امیریه به سمت خندق جنوبی و تا نزدیکی ایستگاه راه‌آهن تا سال ۱۳۰۸ شد.
اما در همان سال ۱۳۰۸ جاده‌ای هم در امتداد خیابان به سمت شمیران در دست احداث بود و ابتدا قرار بود تا مجموعه‌ی کاخ سلطنتی رضاشاه را به باغ ییلاقی او در سعدآباد برساند که در سال ۱۳۰۲ خریداری‌اش کرده بود.

احداث این جاده که پیش از تخریب کامل حصار ناصری و با پرکردن قسمتی از خندق شمالی شهر، تصرف یا خریداری املاک گوناگون، کاشت درختان چنار و هموارکردن اراضی بیرون شهر شروع شد، منحصر به رفت‌وآمد رضاشاه باقی نماند و به استفاده‌ی مردمی درآمد که تجریش و شمیران همیشه مقصد تفرجشان بود. با احداث این جاده و امتدادیافتن خیابان تا سر پل تجریش، هم مسیر دیگری برای رسیدن به شمیرانات احداث شد، هم راهی ارتباطی میان کاخ‌های رضاشاه به وجود آمد و هم تجریش و پیرامونش با افزایش تعداد هتل‌ها و رستوران‌ها و قهوه‌خانه‌ها و دیگر فضاها توسعه پیدا کردند. به این ترتیب خیابانی که زمانی در بخش کم‌تراکم و خلوت شهر شکل گرفته بود، در دوره‌ی پهلوی اول به شاهراهی تبدیل شد که از طریق یک خیابان (از حوالی ایستگاه راه‌آهن تا خیابان شاه‌رضا/انقلاب امروزی) و جاده‌ای در بیرون شهر، جنوبی‌ترین نقاط شهر را به شمالی‌ترین نقاط بیرون شهر وصل می‌کرده است.

گسترش شهر پیرامون جاده؛ تبدیل جاده به خیابان

با ایجاد میدان راه‌آهن در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۱۳۱۰، خیابان به میدان متصل و تبدیل به معبری در محدوده‌ای از شهر شد که به سمت گسترش و تقسیم‌بندی بیشتر پیش می‌رفت. اما امتداد شمالی چه؟ تا چه زمانی صرفاً جاده‌ای برای رسیدن به تجریش بود؟ از چه زمانی نخستین سیمای خود را _به‌شکلی که امروزه می‌شناسیم_ یافت؟ با گسترش شهر در دوره‌ی پهلوی اول، حصار ناصری در دهه‌ی ۱۳۱۰ شمسی برداشته شد و مرز میان مناطق درون و بیرون شهر از بین رفت. با این حال بیشتر اقدامات بلدیه برای توسعه‌ی شهر تا نیمه‌ی این دهه، در راستای تفکیک اراضی و باغ‌های قدیم، احداث بنا، مرمت و کف‌سازی و آسفالت معابر و خیابان‌ها در محدوده‌‌ی حصار قدیم بود ؛ اما به‌مرور، کف‌سازی جاده و توسعه‌ی اراضی پیرامون آن هم شروع شد. در اطراف جاده محدوده‌هایی مثل جلالیه، بهجت‌آباد، یوسف‌آباد، عباس‌آباد، ونک، دره‌قشلاق (امانیه)، اوین و محمودیه قرار داشتند. این محدوده‌ها که برخی‌شان به قریه‌ی کوچکی شبیه بودند، معمولاً شامل بخش‌های زراعی و مسکونی، قلعه و باغ می‌شدند. برخی‌شان توسط منصب‌داران قاجاری ساخته شده بودند و ملک آن‌ها، و برخی دیگر پیشینه‌ای دور و درازتر داشتند. به دنبال تصمیمات دولتی در دوره‌ی پهلوی اول و البته به دلیل احداث این جاده‌ی جدید که راه ارتباطی این قریه‌ها و زمین با بخش‌های توسعه‌یافته‌ی شهر بود، وضعیت این زمین‌ها هم متحول شد.

اولین محدوده‌های توسعه‌یافته در میان این زمین‌های خارج از شهر، جلالیه و بهجت‌آباد بودند که قبل از روی‌کارآمدن رضاشاه هم با تفکیک و فروش و ساخت‌وساز، بافت متراکم‌تری در مقایسه با سایر محدوده‌ها پیدا کرده بودند. این زمین‌ها در دوره‌ی پهلوی اول هم توجه دولت را به خود جلب کرد، به‌طوری‌که با تقسیم‌بندی و فروش به دولت و افراد کم‌کم آباد شد و قرارگیری مجموعه‌ی هتل بلدی در چهارراه پهلوی (چهارراه ولیعصرِ امروز) هم رونقی به این زمین‌ها داد. به‌تبع آن، قسمتی از این دو محدوده، اولین بخش‌هایی بودند که در اطراف جاده توسعه یافتند و بافتی شبیه به بافت شهری پیدا کردند و درون مرزهای شهر و به عنوان بخش‌های شمالی شهر شناخته ‌شدند. به این ترتیب بخش درون‌شهری این مسیر دیگر تا چندین دهه از راه‌آهن شروع می‌شد و تقریباً تا تقاطعش با نهر کرج ادامه پیدا می‌کرد. اما در کنار توسعه‌ی بیشتر این دو محدوده در سال‌های بعد، توسعه‌ی روبه شمال جاده هم در این نقطه متوقف نماند. محدوده‌هایی مثل یوسف‌آباد و عباس‌آباد و محمودیه هم پیشینه‌ای قاجاری داشتند که فارغ از شرح ساخت‌وسازهای اولیه و نخستین مالکانشان، تا سال‌ها در زمره‌ی املاک بانک استقراضی روس بودند. بعد از انحلال بانک مذکور، اموال آن به دولت منتقل شد و با اقدامات مستقیم دولت و همچنین با اقدامات غیرمستقیم دولت از طریق بانک فلاحتی و صنعتی (کشاورزی) به برخی افراد یا نهادها فروخته یا واگذار شد.

این واگذاری‌ها مقدمات تقسیم و فروش بیشتر اراضی، تغییر بافت پیرامون جاده و توسعه‌ی شهر به سمت شمال را در سال‌های بعد فراهم کرد.
تفکیک و فروش اراضی آبادی‌ها در دهه‌ی بیست با جدیت دنبال شد که بخشی از آن را می‌توان به رکود فعالیت‌های اقتصادی این دهه و تبعات اشغال ایران مرتبط دانست. درحالی‌که بخش‌های شمالی خیابان (حد فاصل انقلاب امروز یا شاه‌رضای آن‌زمان تا نهر کرج) در این دهه با وجود هتل و کافه بلدیه و چندین سفارت‌خانه وجهه‌ای یافته بودند، زمین‌های یوسف‌آباد و عباس‌آباد با اقدامات وزارت دارایی، بانک کشاورزی و شهرداری، برای تهیه‌ی مسکن برای کارمندان دولت و افسران ارتش و همچنین ایجاد پارک و فضای سبز در شهر، در قطعاتی فروخته و واگذار شدند. از این گذشته، با مصوبات
سال ۱۳۲۳، وزارت دارایی مجاز شد کلیه‌ی زمین‌ها و املاک خالصه‌ی دولتی را به جز تعدادی که برای مؤسسات دولتی مفید بود، تقسیم‌بندی کند و بفروشد. این تفکیک و فروش با تأسیس بانک ساختمانی (مسکن) در سال ۱۳۳۱ و اقداماتش در زمینه‌ی ساخت خانه و ابنیه ادامه پیدا کرد. به دنبال این موضوع، علاوه بر فروش زمین‌های تفکیک‌نشده‌ی یوسف‌آباد، اراضی خالصه‌ی دره قشلاق در شمال اراضی عباس‌آباد و همین‌طور بخشی از زمین‌های ونک هم تقسیم‌بندی و فروخته شد. ساخت‌وسازها در زمین‌های تقسیم‌بندی‌شده از محدوده‌ی مجاور جاده‌ی پهلوی آغاز شد و در کنار ایجاد جنگلی به نام جنگل ساعی‌ _که احتمالاً در پی خواسته‌ی شهرداری برای ایجاد فضای سبز شهری و پیشنهاد کریم ساعی در دهه‌ی بیست ایجاد شده بود_ شخصیت دیگری به جاده داد؛ جاده دیگر فقط یک محور ارتباطی میان دو میدان تجریش و راه‌آهن در شمال و جنوب شهر نبود.

اما توسعه‌ی بافت پیرامونی جاده در دهه‌ی سی به همین‌جا ختم نشد. دهه‌ی سی، زمان افزایش توجه به جاده، افزایش تراکم بافت پیرامون جاده و افزایش بناهای خود خیابان بود. متأثر از تصمیمات جدید شهرداری، خیابان جدول‌سازی و مجدداً آسفالت شد و علاوه بر دربرگرفتن سفارت‌خانه‌های بیشتری در حدفاصل خیابان شاهرضا (انقلابِ امروز) تا نهر کرج (بلوار کشاورز امروز)، چندین هتل را هم در خود جای داد که احداثشان را می‌توان نشانی از موقعیت مناسب این زمین‌ها برای سرمایه‌گذاری و نمایش توسعه‌ی این محدوده به مسافران پنداشت. به جز این موضوع، توجه به جاده و زیباسازی آن هم در مرکز توجه مجلس قرار گرفت؛ چراکه از نظر حکومت و نمایندگان، شهر به خیابان‌ها و بلوارهایی زیبا نیاز داشت. به‌همین‌دلیل تصمیمات زیادی برای احداث گردشگاه‌هایی گرفته شد تا تمام طول جاده و نه‌فقط زمین‌های اطراف تجریش، چهره‌ی آبادی بیابد. محمدرضا پهلوی هم که به‌دنبال کودتای ۱۳۳۲ از پس پرده بیرون آمده بود، آن‌دسته از زمین‌های بایری را که به دلیل موقعیت مناسبشان به فروش نرفته بود، به مؤسسات دولتی و غیردولتی و شهرداری واگذار کرد تا ظاهراً از آن طریق آبادشان کند و عرصه‌ای برای ایجاد پارک و محوطه‌های تفریحی در شهر به وجود آورد؛ اراضی اوین در این دسته بود. نتیجه‌ی این واگذاری و همچنین مذاکرات جاری در مجلس، در دهه‌ی چهل و با ساخته‌های جدیدی در جوار جاده‌ی پهلوی مشهود شد و تفکیک و فروش اراضی ونک، دره قشلاق، محمودیه و حتی فروش اراضی و تعدادی از باغ‌های واقع در محمودیه تا تجریش هم افزایش یافت.

با وجود نابه‌سامان بودن وضعیت برخی از محدوده‌های شهر، دهه‌ی چهل، دهه‌ی ساخت‌وسازهای بسیار هم در خیابان و هم پیرامون جاده بود؛ و نیز دهه‌ی افزایش خودنمایی شاه. این موضوع که هم‌زمان با احداث و فعالیت کارخانجات و صنایع در کشور شده بود، درکنار ارائه‌ی راهکارهایی برای توسعه‌ی شهر، به بهره‌برداری از زمین‌های ساخته‌نشده، افزایش فروش نفت، اصلاحات ارضی، قانون نوسازی شهری، آماده‌شدن شهر برای میزبانی چند مراسم و تصمیمات دهه‌ی پیش ارتباط داشت. در این دهه دیگر نه‌فقط در ابتدا و انتهای این مسیر، که در طول مسیر هم چند میدان دیگر ظاهر شده بودند؛ اراضی پیرامون جاده هم در این دهه دیگر فقط به بخش‌های مسکونی و زراعی و معابر آبادی‌های درحال‌توسعه‌ اختصاص نداشت و با فعالیت‌های حکومتی و سرمایه‌داران بر تعداد سفارت‌خانه‌ها، سازمان‌ها، هتل‌ها، کاربری‌های تجاری و دولتی و غیردولتی افزوده شد؛ محوطه‌های تفریحی و بازی و پارک‌های جدیدی مانند پارک ساعی (برجای جنگل ساعی) در نقاط گوناگون خیابان نمایان شد؛ آپارتمان‌هایی به منظور جلوگیری از رشد تهران در کنار این مسیر جای گرفت و باعث افزایش تعداد فروشگاه‌ها و مغازه‌هایی شد که مایحتاج مردم را هم تأمین می‌کرد.

از طرفی به‌دنبال تصمیم‌ برای واگذاری اراضی اوین در در دهه‌ی سی هم، سازمان و محوطه‌ی نمایشگاه‌های ایران، سازمان تلویزیون ملی ایران، پرورشگاه شیروخورشید سرخ، بیمارستان ژاندارمری، دبیرستان رازی و... در اراضی مجاور جاده‌ی پهلوی قرار گرفتند و ساخت و احداث بیمارستان قلب (شهید رجایی)، پارک شاهنشاهی (ملت) و باشگاه شاهنشاهی (انقلاب) آغاز شد.

اما دهه‌ی چهل فقط دهه‌ی پررنگ شدن وجهه‌ی تفریحی خیابان نبود. گرچه در دهه‌های قبل سینماهایی در خیابان بنا شده بود، در این دهه بر تعداد سینماها در حدفاصل خیابان قزل‌قلعه تا خیابان سپه افزوده شد. این امر همراه با آغاز ساخت سالن تئاتر شهر بر جای کافه و مهمان‌خانه‌ی بلدیه، مقدمه‌ی ایجاد وجهه‌ی فرهنگی خیابان و تبدیل‌شدنش به مقصدی فرهنگی را هم فراهم کرد.

خیابان در دهه‌ی چهل بیش‌ازپیش رونق گرفت و ناگزیر باید متحمل تبعات این رونق هم می‌شد. افزایش رفت‌وآمد و ترافیک و سختی عبور برای عابران پیاده از جمله‌ی آن بود. برای نظارت بر این مسئله تمهیداتی مثل افزایش چراغ‌های راهنما، احداث پل‌های هوایی و محدودشدن ساعات رفت‌وآمد اتومبیل‌ها اندیشیده شد که خود از دیگر تحولات خیابان در این دهه بود که البته به جز حل مشکلات عبورومرور، دلایل دیگری هم داشت. شهری که در دهه‌ی چهل و به‌دنبال تصمیمات سیاسی، با افزایش ساخت‌وسازهای عظیم در محدوده‌های خاصی از شهر مواجه شده بود، به پیشواز چندین مراسم می‌رفت: برگزاری نمایشگاه آسیایی در سال ۱۳۴۸ در محوطه‌ی نمایشگاه تهران و همچنین تدارک برای برگزاری جشن‌های دوهزاروپانصدساله از اصلی‌ترین دلایل توجه مجدد به وضعیت خیابان‌هایی مثل پهلوی (ولیعصر) بود. برگزاری نمایشگاه آسیایی خود یکی از عوامل دخیل در ایجاد بزرگراهی مهم در تهران و اتصالش به خیابان بود. در سال ۱۳۴۷ و به‌منظور ارتباط فرودگاه با خیابان و نمایشگاه، تصمیم به ایجاد یک بزرگراه (ونک/ پارک‌وی/ چمران امروزی) گرفته شد که اراضی اوین را با بخش‌های جنوبی و غربی تهران و اتوبان کرج را با خیابان‌های اصلی شهر مرتبط کند. بخشی از آن تا سال ۱۳۴۸ تکمیل و بخشی دیگر در سال ۱۳۵۰ و تقریباً همزمان با جشن‌های دوهزاروپانصدساله خاتمه یافت. اما کمی بعد از آغاز احداث این بزرگراه، ساخت بزرگراه شمالی‌جنوبی دیگری در امتداد پارک‌وی و از سال ۱۳۴۹ آغاز شد. این بزرگراه که با عنوان بزرگراه شاهنشاهی (مدرس امروزی) مشخص می‌شد، خیابان را به میدان ۲۵ شهریور (هفت تیر) و اراضی جنوبی‌تر شهر مرتبط می‌کرد. این بزرگراه هم در دهه‌ی پنجاه تکمیل شد و در کنار بزرگراه پارک‌وی، خیابان را با نقاط گوناگون شهر مرتبط ساخت.

با تکمیل کار این دو بزرگراه در دهه‌ی پنجاه، زمین‌های اطرافشان هم به مرور ساخته شد. محدوده‌های پیرامون جاده‌ی پهلوی هم با اتمام احداث پارک شاهنشاهی و بیمارستان قلب و افزایش رستوران‌ها، آپارتمان‌ها و ساختمان‌هایی دیگر، بیش‌ازپیش متراکم شدند و خیابان پهلوی (ولیعصر) را با ازدحام بیشتری مواجه کردند. گرچه جاده‌ی پهلوی در این دهه هنوز مانند امتداد جنوبی‌اش (بلوار الیزابت تا راه‌آهن) به خیابانی محصور در بافتی متراکم تبدیل نشده بود، با ساخته‌ها و زمین‌های به فروش‌رفته‌ی اطرافش دیگر شباهتی به یک جاده‌ی بیرون‌شهری هم نداشت؛ خیابانی شده بود با ساختمان‌ها و فضاهای سبز و عناصر شاخصی در شهر که در نقاطی همجوار ساخت‌وسازهای متراکم بود. البته می‌دانیم دیری هم نپایید که تمام بخش‌هایش در حصار ساخته‌های متراکم دهه‌های بعد قرار گرفت و آن را به خیابان امروزی بدل کرد. این بود ماجرای شکل‌گیری طولانی‌ترین خیابان تهران؛ خیابانی که زمانی هم‌نشین بزرگان قاجاری درکناره‌ی شهر بود، هم‌راستا با گسترش شهر و تصمیمات دولتی در چندین دهه کشیده و کشیده‌تر شد و در کنار هم‌نشینی با طبقات گوناگون جامعه، خود وسیله‌ای شد برای گسترش شهر به سمت شمال، با تفکیک و تخریب‌ باغ‌ها و ساخت‌وسازها و شکل‌گیری محلاتی که امروزه نامشان برای همه‌ی ما آشناست. قطعات مختلف خیابان در طی این گسترش، با جای‌‌دادن بناها و کارکردهای جدید، دهه‌به‌دهه شاخصه‌های جدیدی یافتند؛ شاخصه‌هایی که تلاش می‌کرد خیابان را نه‌فقط به گذرگاهی دیدنی، که به مقصدی برای اقشار مختلف بدل کند. خیابان تا دهه‌ی پنجاه، با کارکردهایی گوناگون پذیرای همه شد: ازمنصب‌داران و کارمندان گرفته تا گردشگران و مسافران و آنانی که برای گذران وقت به آن پناه می‌بردند. همگی بنابر دغدغه، سلیقه یا پیشه‌ی خود در قسمتی از خیابان به مقصود خود می‌رسیدند؛ همچنان که امروزه هم، اما نه با کیفیت پیشین.